تبليغاتX
قرآن، حرفی برای تمام فصول
تماس با ماآرشیوRssخانه

قرآن و علم  

موضوع: شنبه بیست و دوم دی 1386 22:16

بسم الله النور

( الهکم التکاثر )

فزون طلبى (و تفاخر) شما را به خود مشغول داشته (و از خدا غافل نموده) است.

وقتی می خواستم پست قبلی را بنویسم نگاهی به این سوره انداختم و با مطالعاتی که از چند منبع داشتم سوالات و موضوعات جالبی برایم مطرح شد. اولین سوالی که برایم مطرح شد این بود که آیا در علم و علم اندوزی هم فزون طلبی می تواند وجود داشته باشد و آیا علومی هم هست که انسان را از یاد خدا غافل کند؟ یا اینکه نه همه علوم خوبند و مفید؟ با توجه به اینکه بسیاری از ما به طور مستقیم و غیر مستقیم با موضوع علم سرکار داریم و همیشه با دانستن و یا ندانستن یک مطلب روبه رو هستیم طرح این مبحث را ضروری می دانم.

انسان موجود کنجکاوی است که دوست دارد پرده از نادانسته هایش بردارد و روز به روز بر علم و دانش خویش بیفزاید.به قول مولی متقییان حضرت علی (علیه السلام) دو گرسنه هرگز سیر نمی شوند:

 مَنْهُومَانِ لَا يَشْبَعَانِ طَالِبُ عِلْمٍ وَ طَالِبُ دُنْيَا

دو گرسنه هرگز سير نشوند: جوينده علم و جوينده مال.

 (حکمت 457 نهج البلاغه)

اگر از شما بپرسند که به دانستن چه چیز بیشتر علاقه دارید و دانستن چه چیزهایی را مفید می دانید، شاید پاسخ دهید که تمام علوم خوبند و بنا به آن مثل قدیمی که هر چیزی را که بدانی یک روز بدردت می خورد عمل می کنید.

آیا شما نیز جز این دسته هستید؟ اگه جز این دسته هستید به نظر قرآن هم در این باره گوش فرا دهید:

اگر کمی قرآن این کتاب هدایت را به منظور فهم این مطلب را بکاویم چیزهای جالبی را می یابیم :

-------->>>


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عباس خاکسار کلاتی | لینک ثابت |

علم و عین 

موضوع: نکات نغز سه شنبه چهارم دی 1386 16:18

بسم الله النور

رفته بودم تا پول از دستگاه خودپرداز دانشگاه بردارم. به نزدیک بانک که رسیدم دیدم برعکس همیشه جلو دستگاه خلوت است، با خودم گفتم احتمالا دستگاه خراب است که کسی دورو برش نیست رفتم نزدیک دیدم که آره مثل اینکه دستگاه خرابه. رفتم داخل بانک و پول گرفتم و در راه برگشت یکی دیگه رو دیدم که به سمت دستگاه رفت و بعد از اینکه دید خراب است برگشت. (تا اینجا که ماجرای من دوباره تکرار شده بود) در حالی که آن فرد برمی گشت دو خانم هم به سمت دستگاه می رفتند که وی به ایشان گفت که دستگاه خراب است. ولی یکی از آنها با وجود اینکه باور کرده بود دستگاه کار نمی کند اما رفت نزدیک و خودش دوباره موضوع را وارسی کرد. پس از اینکه مطمئن شد دستگاه خراب است برگشت. در حین برگشت دوستش با بیانی همراه با خنده گفت " بنده خدا گفت که دستگاه خرابه. چرا تو هم دوباره رفتی جلو دستگاه". همان لحظه این آیات سوره مبارکه تکاثر برایم تداعی شد که:

كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ (۳) ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ (۴) كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ (۵) لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ (۶) ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ (۷)

چنين نيست كه مى‏پنداريد، (آرى) بزودى خواهيد دانست! (۳) باز چنان نيست كه شما مى‏پنداريد، بزودى خواهيد دانست! (۴) چنان نيست كه شما خيال مى‏كنيد; اگر شما علم اليقين (به آخرت) داشتيد (افزون طلبى شما را از خدا غافل نمى‏كرد)! (۵) قطعا شما جهنم را خواهيد ديد! (۶) سپس (با ورود در آن) آن را به عين اليقين خواهيد ديد. (۷)

علم و یقین

با دیدن این موضوع این اصل که "ما انسانها برخی اوقات تا چیزی را دقیقا خودمان نبینیم باور نمی کنیم" برایم یقین شد. و حالا که به خودم رجوع می کنم می فهمم که خودم هم در این ماجرا بی نصیب از این اصل نبوده ام. چه حالا ! و چه اول ماجرا!

حتی برخی اوقات می شود که حتی اگر موضوعی را هم ببینیم باز هم برایمان یقین صد در صد نمی آورد تا اینکه واقعا آن را حس کنیم که قرآن از این حالت به "حق الیقین" یاد می کند.  

إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ(۹۵ واقعه)

اين مطلب حق و يقين است!

اینجاست که موضوعاتی را که برای برخی از پیامبران با وجود یقین علمی آنها به آن اتفاق می افتد درک می کنیم. مثل این مورد که برای پیامبر بزرگی مثل حضرت ابراهیم (علیه السلام) اتفاق می افتد: 

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِـي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَـكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي...(۲۶۰)

و (به خاطر بياور) هنگامى را كه ابراهيم گفت: «خدايا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده مى‏كنى؟» فرمود: «مگر ايمان نياورده‏اى؟!» عرض كرد: «آرى، ولى مى‏خواهم قلبم آرامش يابد. ...

 

نوشته شده توسط عباس خاکسار کلاتی | لینک ثابت |

جنین و جنان 

موضوع: نکات نغز شنبه بیست و هشتم مهر 1386 20:28

بسم الله النور

جنینی را در شکم مادرش در نظر بگیرید. این جنین پیش از آنکه به دنیا بیاید داری چشمی است که اصلا در آن برهه از زمان برایش کارایی ندارد. دست و پا دارد که هیچ به دردش نمی خورد. و هزاران عضو و استعداد دیگر دارد که برای آن دنیایش کارایی ندارد. راستی این همه در آن فضا چه به درد او می خورند یا آماده شدن آنها و تکامل شان در وجودش برای جایی دیگر است.

حال در نظر بگیرید انسانی را که در این دنیا است. استعدادهای بسیار زیاد او را در این دنیا و قدرت های فوق العاده او در این دنیا برای چیست. قدرت تفکر و تخلق او برای چیست. مگر نگفتیم که انسان با قوا و توانایی های یک زنبور عسل هم می تواند به عدل و پیشرفت های مادی خود دست یابد. پس این استعدادها به چه کار می آیند اگر برای رسیدن به آن اهداف لزومی بر بودن شان نیست؟

نوشته شده توسط عباس خاکسار کلاتی | لینک ثابت |

غذا، غذا، غذا........ 

موضوع: قرآن و سلامتی جسم یکشنبه هشتم مهر 1386 17:28

غذا، غذا، غذا....

آیاتی از سوره عبس که در پستهای قبل به آنها اشاره شد، با این آیه شروع می شود:

( فلیَنظر الانسانَ الی طعامِه )

گرچه در بطن این آیه معناهای فراوانی نهفته است و ممکن است در آن طعام، معانی دیگری غیر از معنای ظاهری آن داشته باشد، اما اگر همین معنای ظاهری آن را هم در نظر بگیریم، به مطالب بسیار زیادی دست خواهیم یافت.

اگر به این آیه و آیات پس از آن توجه شود و در آنها به خوبی اندیشیده شده و با دیدی علمی این آیات واکاوی شوند نکات بسیار جالبی برای ما روشن خواهند شد.

اگر خوب توجه کنیم در این آیات به ظاهر کوتاه سوره عبس خداوند دنیایی را پیش روی انسان گشوده است و در آنها به انسان می آموزد که غذای مناسب او چیست و چه طعامی برای او مفید است.

غور در این آیات ما را به این حقیقت آگاه می کند که در دنیای مدرن امروزی چقدر خوراک انسان متحول شده و به سوی غذاهایی رفته است که سرتاسر زیان برای اوست. و شاید به جرات گفت که علت بسیاری از بیماری های رایج در دنیای امروزی بنا به فرمایش رسول اکرم صلی الله علیه و اله که " المعدة بیت کل داء و الهمیة راس کل دواء" ( معده خانه تمام مریضی ها و پرهیز بالاترین دوا هاست) چیزی جز غذاهای نامناسب برای بدن انسان نیست.

براستی طبق این آیات غذای انسان چیست؟ می توانید حدس بزنید؟

نوشته شده توسط عباس خاکسار کلاتی | لینک ثابت |

انسان و غذا 

موضوع: قرآن و سلامتی جسم چهارشنبه سی ام خرداد 1386 17:4

بسم الله

با سلام خدمت همه دوستان

دوستان عزیزی در مورد آیات پست قبلی نظر دادند و هر یک به گونه ای احساس و یا دریافت خود از این آیات را نوشتند. اما...

امروز توی یکی از پارکهای شهر داشتم قدم می زدم. عده زیادی را دیدم که به علل متفاوت در حال نرمش بودند. عده زیادی از آنها دارای اضافه وزن بودند و علت نرمش و دوشان هم بی شک برای کاهش وزن بود. تازه آنها عده ای هستند که گامی هر چند کوچک برای این اضافه وزن برداشته اند.

آمدم دانشگاه، چند تن از کارمندان دانشگاه سخت مشغول تعریف از چای و بیان مزایای آن بودند. و برای اثبات درستی گفته خود به خبری که دیشب در تلوزیون در مورد مزایای چای بیان شده بود اشاره می کردند، و دست آخر اینگونه نتیجه می گرفتند که در مفید بودن چای هیچ شکی نیست و آنگاه با ولع هر چه تمام تر چای داغی که تازه از قوری ریخته شده بود را سر می کشیدند.

بحمدالله! در جامعه امروزی که همه دکتر و متخصص امور تغذیه اند و تلوزیون هم شده منبع اطلاعات همه و تبلیغات مرجع خرید.

حالا یک سوال:

راستی چرا در جامعه امروز با این همه پیشرفت در علوم بشری اینقدر امراض متنوع از قبیل سرطان، افزایش قند و فشار خون و سکته های قلبی و مغزی زیاد شده است. پیش از این من تا جایی که شنیده ام این بیماری ها به این گسترده گی نبود و علت مرگ و میر مردم هم بیشتر ناشی از بیماری های مسری بود نه بیماری هایی نظیر بیماری های فوق؟

براستی شما علت این بیماری ها را چه می دانید؟

 

نوشته شده توسط عباس خاکسار کلاتی | لینک ثابت |

آنچه می خورم و آنچه باید بخورم؟ 

موضوع: قرآن و سلامتی جسم پنجشنبه سی ام فروردین 1386 10:35

بسم الله

بیاندیشیم: 

فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ ﴿۲۴﴾ پس انسان بايد به خوراك خود بنگرد (۲۴) أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ﴿۲۵﴾كه ما آب را به صورت بارشى فرو ريختيم (۲۵) ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا﴿۲۶﴾آنگاه زمين را با شكافتنى [لازم] شكافتيم(۲۶) فَأَنبَتْنَافِيهَا حَبًّا ( ۲۷﴾پس درآندانه رويانيديم (۲۷) وَعِنَبًا وَقَضْبًا ﴿۲۸﴾ و انگور و سبزى (۲۸)وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا(۲۹) و زيتون و درختخرما (۲۹) وَحَدَائِقَ غُلْبًا ﴿۳۰﴾و باغهاى انبوه (۳۰) وَفَاكِهَةً وَ أَبًّا﴿۳۱﴾و ميوه و چراگاه (۳۱) مَّتَاعًا لَّكُمْ و َلِأَنْعَامِكُمْ﴿۳۲﴾[تا وسيله] استفاده شما و دامهايتان باشد(۳۲)

(سوره عبس)

به این آیات خوب توجه کنید. خداوند در آین آیات چه از ما می خواهد؟

منتظرم تا نظر شما را بدانم.....

نوشته شده توسط عباس خاکسار کلاتی | لینک ثابت |

شهادت مقامی است که فقط نسیب بندگاه خاص خداوند می گردد. 

موضوع: شنبه بیست و ششم اسفند 1385 10:38

بسم الله

وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبيلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاء وَلَكِن لاَّ تَشْعُرُونَ ﴿154﴾

و كسانى را كه در راه خدا كشته مى‏شوند مرده نخوانيد بلكه زنده‏اند ولى شما نمى‏دانيد.

شهدا در قهقه مستانه شان و در شادي وصولشان عند ربهم يرزقونند.

به دیدار شهیدان رفته بودند و به سرزمین شهادت. اما گویی آن سرزمین می خواستتا آنان را نیز به قافله شهادت برساند.چزابه سرزمین عروج دوستانی مهربان.چزابه سرزمینی که سکو پرتاب آنان گردید.

شهادت حسین خدیر و محمد عبداللهی عزیز دوستان همیشه جاودانم را بهخانواده های محترم شان، و تمام دوستان و دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان تسلیت و تهنیت می گویم.

حسین جان

هنوز خنده هایت و سلامهای گرمت را به یاد دارم. کاش برای آخرین بار در آغوش می فشردمت .هنوز یادم است اولین بار که در نمازخانه دانشگاه در مراسم دعا دیدمت که شیرینی آخر دعا را پخش می کردی. چقدر پرتلاش و فعال بودی و آخر هم اجرت را گرفتی.

حسین جان هرگز از یادم نخواهی رفت.

و تو ای محمد جان

محمد عبداللهی عزیز صدای دلنشین قرآن ات را در جلسات قرآن دانشگاه و در نمازخانه دانشگاه هرگز از یاد نخواهم برد.

 از این پس هر گاه که صدای قرآن عبدالباسط را کهمی شنوم به یاد تو خواهم افتاد.

یادم است که چقدر برای آموزش قرآن تلاش می کردی. با قرآن محشور شوی.

 وای که چقدر آن صندلی های دانشکده منتظرند تا باز یک بار دیگر بر آنها در انتظار

 استاد بنشینید.

چقدر دلم برایتان تنگ است.

با شهیدان کربلا محشور شوید.  

نوشته شده توسط عباس خاکسار کلاتی | لینک ثابت |

در چهره توست آنچه اندرون داری... 

موضوع: نکات نغز دوشنبه سی ام بهمن 1385 11:36

بسم الله

يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ


خيلي خسته بودم از بيرون اومدم داخل اتاق و پيشاني ام را گذاشتم روي دستم و خوابم برد.


يه دفعه هراسان از خواب پريدم. يادم آمد كه بيرون كاري داشته ام.


سريع بيرون پريدم و رفتم سراغ دوستم. 


تا مرا ديد خنده اي كرد و آيينه ای از جيبش در آورد و داد به من و گفت خودتو توش ببين.


تا نگاهم به آيينه افتاد دوزاريم افتاد كه علت خنده اش چي بوده.


رفتم يه آبي به صورتم زدم تا مگر جاي دكمه آستين كه روي پيشاني ام،  حك شده بود از بين برود ولي چند دقيقه بعد يكي ديگر از دوستان را ديدم كه با صداي بلندي خنديد و گفت چي شده خواب بودي؟

 تصورش را بکن تفکرات ما و نتایج اعمال ما بر پیشانی مان حک می شد! چی می شد؟

روز قيامت مهر به پيشاني ما می زنند و ولمون می كنند توي صحراي محشر. حالا بیا و انکار کن که من نبودم که فلان کار را کردم!!!!!!


تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل

نوشته شده توسط عباس خاکسار کلاتی | لینک ثابت |

دو تماس و یک پاسخ! 

موضوع: نکات نغز شنبه چهاردهم بهمن 1385 19:14

به ياد و نام او


فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ ﴿4﴾الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ ﴿5﴾ پس واى بر نماز گزارانى كه از نمازشان غافلند ( سوره ماعون)


جلسه گرم گرمه، هر كسي به گونه اي درباره موضوع سخن مي گويد. نظرات مخالف و موافق در حال رد و بدل شدن است. 
 - چيزي به ظهر نمانده است.


الله اكبر الله اكبر الله اكبر الله اكبر اشهد ان لا اله الا الله ....


 - نه انگار خود ظهر است.
 - آره چقدر زود ظهر شد!نماز
 - اصلا نفهميديم كي وقت ظهر شد!
 - خوب كجا بوديم.
 - سريع تر باشيد تا بحث رو به يه جايي برسونيم. 
  و تا ساعتی بعد ........!!!!!!!!!!!!!!!


که ناگهان.........


رينگ رينگ ررينگ رينگ رينگ، رينگ ريينگ ررينگ ريينگ رينگرينگ رينگرينگ رينگ ..........
آره مثل اينكه صداي موبايل منه 
 با خودم مي گم :
- يعني كي مي تونه باشه؟
زود گوشي رو برم دارم تا دير نشده ببينم كيه! شايد از دوستان .........
 - وه ببين كيييي داره باهام تماس مي گيره؟
- ببخشيد من چند دقيقه بروم بيرون الان برمي گردم.
- الو سلام.................!!!!!!!!!!!!!!!

-

آري عزيز چرا سرت را درد بياورم 

نمی دونم فهمیدی چی می خوام بگم. یه بار دیگه عنوان مطلب رو نگاه کن و دو تا تماس رو در متن ببین.

در خانه اگر كس است يك حرف بس است.

 

وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ ﴿ بقره 45 ﴾


از شكيبايى و نماز يارى جوييد و به راستى اين [كار] گران است مگر بر فروتنان! 

نوشته شده توسط عباس خاکسار کلاتی | لینک ثابت |

علم و باور کدام ؟ 

موضوع: یکشنبه هشتم بهمن 1385 0:18

بسم الله النور
إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ (هود 11)
الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمُ الَّذِينَ atashخَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿ انعام 20﴾

                        باور كن باور!
           باور كن بدانچه علم داري!
  باور كن كه آنچه مي داني حق است! 
  همانگونه كه تشنگي را باور داري. 
     باور نكردند و چنان شد  كه خدا
  به آنان چشاند حقيقت وجوديشان را.
         آري ثمره اين چنين حياتي 
   شريك شدن در ريختن خون بهترين 
  انسانها بود. نتيجه آن شد كه بر روي
     بهترين اولاد آدم در چنين روزي 
                      آب 
  را ببندند و از ميهمان دعوت شده
خويش اينگونه پذيرايي كنند. آري دانسته اين كار را كردند، مي دانستند كه راه بر
    فرزند فرستاده خدا بسته اند و مي دانستند كه دست به خون خدا آلوده اند. اما بيخبران و ناباوران را ياراي درك اين حقايق نیست .راستي كه چه انتظار بيهوده اي ...

                                                                                                                 و اما من و تو
                                                                                                    آيا؟

تا كنون انديشيده اي...


به چه؟

به هر آنچه مي داني. چقدر آنچه را مي داني باور داري. و خوب مي داني كه باور است كه عمل مي آورد. همانگونه كه باور داري تشنگي را ! و به سوي آب مي روي!!!!!!!

السلام عليك يا ابا عبدالله

نوشته شده توسط عباس خاکسار کلاتی | لینک ثابت |

علم الانسان ما لم یعلم.... 

موضوع: دوشنبه دوم بهمن 1385 23:11

السلام عليك يا ابا عبدالله

دويد و دويد، رفت و رفت، خواند و خواند، آموخت و آموخت اما...
دويد و دويد اما نرسيد به آنچه بايد.
رفت و رفت؛ اما نه به راهي كه مقصد او باشد .
خواند و خواند؛ برگ برگ آفرينش جهان را اما نيافت آنچه شايد.
آموخت و آموخت؛ تا آنجا كه بدان رسيد كه به او قرار نمي دهد آنچه مي يابد.
آنچه از دنيا گرفته بود به او آرامش نمي داد و هنوز در پس پرده رازهايي را حس مي كرد كه خود را ياراي در يافتن آنها نمي ديد!

كه به ناگاه از غيب ندا داده شد:

- بخوان
- (او كيست ؟) چه بخوانم؟ من كه خواندن ندانم؟
- به خوان تو مي تواني!
و به او آموخت آنچه را نمي دانست... . آري به او نمايانده شد آنچه را نمي ديد.

آري اي فرزند آدم 
بدان كه همه چيز آنچه با اين چشمهاي ظاهر مي بيني نيست.
تو چه داني كه در پس پرده چه غوغايي هست؟

و چنين بود كه نداي غيب آمد تا اين علم ناقص بشر را كامل كرده و جهت دهد. تا به او بياموزد كه :
از كجا آمده است؟
ز چه رو آمده است؟  
و به كجا خواهد رفت.
..................................................؟؟؟؟

نوشته شده توسط عباس خاکسار کلاتی | لینک ثابت |

همراهی علم و عقل. تا کجا؟  

موضوع: ضرورت دین و دینداری جمعه یکم دی 1385 9:47

بسم الله النورعقل و علم

انسان آفریده شد با این همه استعداد و توانایی بالقوه در او .

اما این استعدادها باید شکوفا می شد و به ظهور می رسید. اما چگونه ؟

شاید بگویید با عقل و فکرش!

ولی عقل وسیله سنجش است و وسیله سنجش زمانی می تواند به راه صحیح هدایت گر باشد که اطلاعات درست و کامل به او رسیده باشد.

شاید دیده باشید وقتی یک واقعه روی می دهد هر کسی تحلیلی از آن دارد. این تعدد در تحلیلها در بسیاری از موارد به تعدد و اختلاف در مواد اولیه تحلیل بر می گردد. انسانها به خاطر پذیرفتن عقاید متفاوت، در هنگام تصمیم گیری درباره موضوعی خاص نظرهای متعددی دارند و به نتایج متفاوت و گاه متناقض دست می یابند.

پس انسان برای رسیدن به نتیجه صحیح و منطبق بر حقیقت نیاز به ورودی ها و داده های صحیحی دارد. اما این ورودی ها از کجا تامین می شود؟

شاید به این موضوع عقیده داشته باشید که علم امروز بشر ضامن تهیه این داده هاست. و عقل برای بررسی صحت و سقم مطلبی باید پیرامون آن مطلب علم داشته باشد. اما بگذارید مستقیم بروم سر اصل مطلب. سوال این است که علم امروز بشری با همه پیشرفتی که کرده است تا کجا توانسته است پاسخ تمام سوالاتی که برای رسیدن به یک زندگی مطلوب لازم است را بدهد؟

علم تجربی امروز تا کجا می تواند یاری گر انسان باشد؟ 

به قول استاد عزیز( ع ص) علم چون نور است و عقل چون چشم. چشم تا آن جا را می ببیند که نور علم روشن کرده باشد. اما این چشم تیزبین بشر (عقل) با این نور کم و ناچیز و محدود تا کجا را می تواند ببیند؟

و بر فرض روزی بیاید که علم به تمام آنچه مورد نیاز برای دستیابی به حقیقت است دست یابد. اما اکنون که دست نیافته ایم باید چه کرد؟

شما خود پاسخ گویید؟

باز منتظر پاسخهای سبز شما هستم.

نوشته شده توسط عباس خاکسار کلاتی | لینک ثابت |

انسان آمد با کوله باری از ... 

موضوع: ضرورت دین و دینداری جمعه هفدهم آذر 1385 9:35

بسم الله

انسان را آفرید.

- ای فرشتگان این انسان است و می خواهد خلیفه من در زمین باشد.

- خداوندا می خواهی موجودی بیافرینی که خونریز است و فساد در زمین بر می انگیزد. اگر به عبادت است که ما تو را تسبیح می کنیم.

- من بهتر می دانم که آنچه آفریده ام چیست و استعدادهای او را بهتر می دانم.

 به آدم آموخت اسماء را و گفت:

- ای فرشتگان مرا از اسماء آگاه سازید.

- خداوندا منزهی تو و می دانی که ما جز آنچه به ما آموخته ای نمی دانیم.

- ای آدم!آنان را از اسماء آگاه ساز .

چون آدم آنان را از اسماء آگاه ساخت گفت :

- به شما نگفتم که من چیزهایی در مورد او می دانم که شما نمی دانید؟ پس او را سجده کنید.

و چنین شد که انسان لیاقت سجده یافت.

چرا؟

مگر آن اسماء چه بودند که دانستنشان انسان را لایق سجده کرده بود؟  

بگو اگر می دانی؟

اگر انسانی تو نیز آنها را می دانی!

نوشته شده توسط عباس خاکسار کلاتی | لینک ثابت |

عقل برای چه؟ 

موضوع: ضرورت دین و دینداری سه شنبه هفتم آذر 1385 12:56

با سلام به تمام دوستان

راستش مدتی رفته بودم خونه نتونستم مطلب جدیدی بفرستم. به همین خاطر از دوستان معذرت می خواهم.

 

اما به اینجا رسیدیم که انسان دارای عقل و غریزه است که برهمکنش این دو می تواند زندگی انسانها را بسازد و بسته به این که کدام یک از این دو بر دیگری غلبه داشته باشد زندگی انسان سمت و سوی متفاوتی خواهد یافت.

اکنون سوالی که در انتهای پست قبلی مطرح شد را پیش می کشیم.

راستی چرا باید انسان عاقل باشد و عقل و تفکری داشته باشد که دیگر موجودات ندارند؟انسان موجودی متفکر

شاید پاسخ دهید:

  • زیرا با این عقل زندگی خود را بسازد.
  • یا با فکر و عقل خویش قوانین طبعت را بشناسد تا بوسیله آنها رفاه و آسایش خویش را فراهم کند.
  • یا با وضع قوانین و تفکر در روابط بشری قوانینی طرح کرده و عدل را بر جامعه حاکم کند....

حال سوال من اینست مگر در کندوی زنبور عسل یا زندگی مورچه گان، رفاه و آسایش، امنیت و نظم، و عدالت در زندگی اجتماعی در حد اعلای آن وجود ندارد؟

با کمی تامل در می یابیم که زندگی این موجودات از همان ابتدای خلقتشان با استفاده از غریزه ای که در آنها به ودیعه نهاده شده کامل و در اوج نظم و عدالت و رفاه است به گونه ای که ما انسانها گاهی برخی روابط حاکم بر زندگی مان را از آنان تقلید می کنیم!.

پس اگر هدف انسان برقراری اهداف مذکور باشد دیگر چه لزومی به داشتن عقل است؟ خداوند می بایست ما را هم همانند زنبور عسل تنها دارای غریزه می آفرید!

اگر به این نتیجه گیری رسیده باشید باید اذعان کنیم که عقل بشری علاوه بر رسیدن به آنچه در بالا آمده و اهداف انسان مدرن امروزی است وظیفه و نقش مهمتری دارد که فراموش شده است.

اما آن نقش چیست و هدف یا اهداف مهمتر فراروی انسان چیست که انسان باید علارغم تمام موجودات شناخته شده جهان دارای ابزاری به نام عقل باشد تا به آن یا  آنها برسد؟

نظر شما چیست؟

منتظرم.

نوشته شده توسط عباس خاکسار کلاتی | لینک ثابت |

انسان حیوانی عاقل. چرا؟ 

موضوع: ضرورت دین و دینداری دوشنبه بیست و نهم آبان 1385 14:37

در مباحث گذشته به این سوال رسیدیم که آیا اساسا در زندگی خود به دین نیازی داریم و اگر داریم تا کجا و تا چه محدوده ای؟ به دیگر سخن تا کجا باید دنباله رو دین بود؟

فرض کنید انسانی اکنون متولد شده  و دیده به جهانی گشوده است که آماده است تمام آنچه در اوست را برای رسیدن به رشد و تکامل انسان در خدمت او قرار دهد.

پس اکنون این انسان است که باید از این نعمات در راستای هدف زندگی اش استفاده کند، اما چگونه؟ 

موجودات برای استفاده از یک چیز به ابزار نیاز دارند و در کنار این ابزار به عامل هدایتگری که این ابزار را در راستای رسیدن به آنچه مورد نیاز است هدایت کند.

چیزی که مشهود است آنست که انسانها در میان تمامی موجودات شناخته شده هم از نظر ابزار و هم از نظر عامل هدایت کننده این ابزارهای با دیگر موجودات تفاوت اساسی دارد.

چهار پایان را در نظر بگیرید. این دسته از موجودات زنده یا ابزاری جز آنچه در بدن آنان می باشد ابزار دیگری برای استفاده از نعمات دنیا نداشته و یا اگر هم دارند بسیار محدود است و هدایت این ابزارها هم توسط عاملی به نام غریزه است که در درون آنها به ودیعه نهاده شده است. و در سطح بالاتر آن موجودات زنده ای مثل زنبور عسل یا مورچه ها را در نظر بگیرید که علاوه بر غریزه فردی شان از یک غریزه جمعی نیز به منظور جهت دهی به کارهایشان بهره می برند.

اما انسان چطور؟

انسانها جهت هدایت ابزارهای خود که می تواند ابزارهای موجود در بدن او باشد یا ابزارهای ساخته شده توسط خود او از دو عامل کمک می گیرد. این که انسان کاری را انجام می دهد یا به این دلیل است که غریزه اش اینگونه حکم می کند که این عمل را انجام دهد یا اینکه فرمان عقلش این حکم را می کند یا اینکه ترکیبی از این دو.

کودکی را در نظر بگیرید که تازه متولد شده است. او یک انسان است اما برای شیر خوردن خود هیچگونه تفکری نمی کند و بر اثر غریزه خود هنگام گرسنگی گریه می کند تا به او شیر داده شود و یا تمایل یک انسان بالغ به جنس مخالف یک امر غریزی است که در زمان خود نیاز به تفکر و تعقل ندارد.

اما همین انسان را در نظر بگیرد که  تصمیم می گیرد در عین تشنگی و وجود آب رفع عطش نکند، کاری که عقلا خلاف غریزه اش است و مطمئنا آن را بر مبنایی عقلی انجام می دهد. البته اینکه چرا عقل مجبور به چنین تصمیمی شده است ممکن است امری غریزی باشد که برای رسیدن به هدف غریزی بالاتری باشد و ممکن است چیزی غیر از غریزه نیز باشد. در هر صورت چیزی که آشکار است اینست که انسان منبع تصمیم گیری دیگری هم دارد. حال ممکن است یکی از این دو منبع تصمیم گیری بر دیگری غلبه کند و که نتیجه غلبه هر یک بر دیگری می تواند نتایج متفاوتی به بار آورد.

حال سوال اینست که چرا باید انسان بر خلاف سایر موجودات به منبع تصمیم گیری دیگری هم مجهز باشد و هدف از وجود آن چیست؟؟؟؟؟    

نوشته شده توسط عباس خاکسار کلاتی | لینک ثابت |

مولفه های یک زندگی قرآنی 

موضوع: ضرورت دین و دینداری چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385 14:12

بسم الله النور

یک زندگی قرآنی چه مولفه هایی می تواند داشته باشد؟

پیش از آنکه به این سوال جواب دهیم باید ببینم که آیا دین و قرآن قابل اجرا در زندگی امروزی هست و یا اصلا می تواند طرحی برای ما انسانها داشته باشد یا نه؟

به اعتقاد برخی افراد دین باید تنها در زندگی فردی انسان دخالت داشته باشد و به مسائل اجتماعی و سیاسی بشر کاری نداشته باشد، برخی دیگر هم آنقدر دین زده می شوند که حاضرند هر چیزی را بدین بچسبانند و در دین برای آن تایید و یا عدم تاییدی بیابند.

این یک سوال اساسی است که واقعا آیا دین توان همراهی با انسانها را دارد و اگر دارد تا کجا همراه ماست و باید دنباله رو آن بود؟ و به بیان دیگر تا کجا باید دینی عمل نمود و دینمدار بود؟

پاسخ به این سوال می تواند راهگشای بسیاری از مسائل بوده و ما را در طی مسیر پر پیچ و خم زندگی بسیار کمک کار باشد. در آغاز به این سوال پاسخ خواهیم داد و با مشخص شدن آن قدم بعدی یعنی استفاده از قرآن به عنوان کتاب هدایت و راهنمایی و دستور العمل این دین در اسلام مطرح خواهد گردید. لذا تا پاسخ ندادن به این سوال به عنوان یک سوال برون دینی ورود به قرآن به عنوان یک پدیده درون دینی ممکن نخواهد بود.

کاملا واضح است که جهانبینی انسان در پاسخ به سوال مطرح شده بسیار تاثیر گذار است و جواب دادن به این سوال بر اساس دیدگاه انسان نسبت به جهان و هستی او بسیار متفاوت خواهد بود.

در ادامه مطلب که در روزهای آتی بیان خواهد شد به بررسی دین و کارکرد آن از نظر جهانبینی های مختلف خواهیم پرداخت.

به نظر شما  آیا دین حق دخالت در زندگی ما را دارد و اگر دارد تا کجا؟

منتظر پاسخ های سبز شما هستم.

نوشته شده توسط عباس خاکسار کلاتی | لینک ثابت |

آغاز سخن 

موضوع: چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385 14:8

بسم الله النور

در این وبلاگ تصمیم بر آن است که مولفه های یک زندگی قرآنی بیان شود. هر چیزی که تصور آن ممکن است و در طول یک روز با آن روبه رو خواهیم شد، بیان خواهد گردید.

با توجه به اینکه تمام آنچه برای زندگی یک انسان در راستای کمال و رسیدن به رتبه انسان کامل  لازم است، به ادعای خود قرآن، در قرآن آمده است:

 وَلَا رَطْبٍ وَ لَا يَابِسٍ اِلّا فِي كِتَابٍ مُبينٍ . ( انعام ۵۹ )

بنابراین می توان ادعا نمود که می توان یک زندگی کاملا قرآنی بر اساس آیات قرآن ساخت.

ان شاء الله که موضوعاتی که به ذهنم می آید و در این وبلاگ منعکس می شود، به گونه ای باشد که خوانندگان  را در  باز نمودن راهی دیگر و نگاهی دیگر به آنچه در اطراف ما می گذرد کمک نماید. 

ان شاء الله

نوشته شده توسط عباس خاکسار کلاتی | لینک ثابت |

بسم الله 

موضوع: چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385 13:45

به نام خدا

با یاد و نام تو آغاز می کنم  که بهترین فرجامهای را رقم می زنی.

بخوان به نام آنکسی که آفرید!

...

بخوان به نام آنکس که  آموخت به انسان آنچه را نمی داند.

نوشته شده توسط عباس خاکسار کلاتی | لینک ثابت |


آنچه ما بدان می اندیشیم
تمسک به قرآن، فقط تلاوت قرآن نیست؛ قرآن باید در عمل و زندگی و رفتار و منش ما و حرکت عمومی امت اسلام تجسم پیدا کند. انس با قرآن، تلاوت قرآن و حفظ قرآن لازم است؛ اما هدف نهایی، تمسک به قرآن است؛ آن هم در متن زندگی.
قرآن را همیشه و هر روز بخوانید-ولو کم- با توجه به معنا بخوانید و در مفاهیم قرآنی تدبر و تفکر کنید. به تفاسیر مختصر، در حد وسع - به قدری که مجال دارید- حتما نگاه کنید. قرآن انسان را بصیر می کند؛ نسبت به معارف الهی، انسان را آگاه می کند؛ از اشتباه کردن انسان جلوگیری می کند و در بسیاری از موارد، راه را به انسان نشان می دهد.
از بیانات مقام معظم رهبری (16/7/1381)
معرفی سایت هفته
طب قرآنی
یک سایت مفید که در آن مطالبی بسیار مفید در مورد زندگی قرآنی و خوراک انسان آمده است. می توانم ادعا کنم که این سایت به قدری در من تاثیر گذار بود که تصمیم گرفتم در جهت ترویج این فرهنگ وبلاگی که اکنون پیش رو دارید را طراحی کنم. مطالعه مطالب این سایت را به همه بازدید کنندگان عزیز توصیه می کنم.
جستجو با گوگل
Search in all the world & web with Google Search
Cool Status Bar Scroller