تبليغاتX
قرآن، حرفی برای تمام فصول
تماس با ماآرشیوRssخانه

در چهره توست آنچه اندرون داری... 

موضوع: نکات نغز دوشنبه سی ام بهمن 1385 11:36

بسم الله

يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ


خيلي خسته بودم از بيرون اومدم داخل اتاق و پيشاني ام را گذاشتم روي دستم و خوابم برد.


يه دفعه هراسان از خواب پريدم. يادم آمد كه بيرون كاري داشته ام.


سريع بيرون پريدم و رفتم سراغ دوستم. 


تا مرا ديد خنده اي كرد و آيينه ای از جيبش در آورد و داد به من و گفت خودتو توش ببين.


تا نگاهم به آيينه افتاد دوزاريم افتاد كه علت خنده اش چي بوده.


رفتم يه آبي به صورتم زدم تا مگر جاي دكمه آستين كه روي پيشاني ام،  حك شده بود از بين برود ولي چند دقيقه بعد يكي ديگر از دوستان را ديدم كه با صداي بلندي خنديد و گفت چي شده خواب بودي؟

 تصورش را بکن تفکرات ما و نتایج اعمال ما بر پیشانی مان حک می شد! چی می شد؟

روز قيامت مهر به پيشاني ما می زنند و ولمون می كنند توي صحراي محشر. حالا بیا و انکار کن که من نبودم که فلان کار را کردم!!!!!!


تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل

نوشته شده توسط عباس خاکسار کلاتی | لینک ثابت |

دو تماس و یک پاسخ! 

موضوع: نکات نغز شنبه چهاردهم بهمن 1385 19:14

به ياد و نام او


فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ ﴿4﴾الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ ﴿5﴾ پس واى بر نماز گزارانى كه از نمازشان غافلند ( سوره ماعون)


جلسه گرم گرمه، هر كسي به گونه اي درباره موضوع سخن مي گويد. نظرات مخالف و موافق در حال رد و بدل شدن است. 
 - چيزي به ظهر نمانده است.


الله اكبر الله اكبر الله اكبر الله اكبر اشهد ان لا اله الا الله ....


 - نه انگار خود ظهر است.
 - آره چقدر زود ظهر شد!نماز
 - اصلا نفهميديم كي وقت ظهر شد!
 - خوب كجا بوديم.
 - سريع تر باشيد تا بحث رو به يه جايي برسونيم. 
  و تا ساعتی بعد ........!!!!!!!!!!!!!!!


که ناگهان.........


رينگ رينگ ررينگ رينگ رينگ، رينگ ريينگ ررينگ ريينگ رينگرينگ رينگرينگ رينگ ..........
آره مثل اينكه صداي موبايل منه 
 با خودم مي گم :
- يعني كي مي تونه باشه؟
زود گوشي رو برم دارم تا دير نشده ببينم كيه! شايد از دوستان .........
 - وه ببين كيييي داره باهام تماس مي گيره؟
- ببخشيد من چند دقيقه بروم بيرون الان برمي گردم.
- الو سلام.................!!!!!!!!!!!!!!!

-

آري عزيز چرا سرت را درد بياورم 

نمی دونم فهمیدی چی می خوام بگم. یه بار دیگه عنوان مطلب رو نگاه کن و دو تا تماس رو در متن ببین.

در خانه اگر كس است يك حرف بس است.

 

وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ ﴿ بقره 45 ﴾


از شكيبايى و نماز يارى جوييد و به راستى اين [كار] گران است مگر بر فروتنان! 

نوشته شده توسط عباس خاکسار کلاتی | لینک ثابت |

علم و باور کدام ؟ 

موضوع: یکشنبه هشتم بهمن 1385 0:18

بسم الله النور
إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ (هود 11)
الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمُ الَّذِينَ atashخَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿ انعام 20﴾

                        باور كن باور!
           باور كن بدانچه علم داري!
  باور كن كه آنچه مي داني حق است! 
  همانگونه كه تشنگي را باور داري. 
     باور نكردند و چنان شد  كه خدا
  به آنان چشاند حقيقت وجوديشان را.
         آري ثمره اين چنين حياتي 
   شريك شدن در ريختن خون بهترين 
  انسانها بود. نتيجه آن شد كه بر روي
     بهترين اولاد آدم در چنين روزي 
                      آب 
  را ببندند و از ميهمان دعوت شده
خويش اينگونه پذيرايي كنند. آري دانسته اين كار را كردند، مي دانستند كه راه بر
    فرزند فرستاده خدا بسته اند و مي دانستند كه دست به خون خدا آلوده اند. اما بيخبران و ناباوران را ياراي درك اين حقايق نیست .راستي كه چه انتظار بيهوده اي ...

                                                                                                                 و اما من و تو
                                                                                                    آيا؟

تا كنون انديشيده اي...


به چه؟

به هر آنچه مي داني. چقدر آنچه را مي داني باور داري. و خوب مي داني كه باور است كه عمل مي آورد. همانگونه كه باور داري تشنگي را ! و به سوي آب مي روي!!!!!!!

السلام عليك يا ابا عبدالله

نوشته شده توسط عباس خاکسار کلاتی | لینک ثابت |

علم الانسان ما لم یعلم.... 

موضوع: دوشنبه دوم بهمن 1385 23:11

السلام عليك يا ابا عبدالله

دويد و دويد، رفت و رفت، خواند و خواند، آموخت و آموخت اما...
دويد و دويد اما نرسيد به آنچه بايد.
رفت و رفت؛ اما نه به راهي كه مقصد او باشد .
خواند و خواند؛ برگ برگ آفرينش جهان را اما نيافت آنچه شايد.
آموخت و آموخت؛ تا آنجا كه بدان رسيد كه به او قرار نمي دهد آنچه مي يابد.
آنچه از دنيا گرفته بود به او آرامش نمي داد و هنوز در پس پرده رازهايي را حس مي كرد كه خود را ياراي در يافتن آنها نمي ديد!

كه به ناگاه از غيب ندا داده شد:

- بخوان
- (او كيست ؟) چه بخوانم؟ من كه خواندن ندانم؟
- به خوان تو مي تواني!
و به او آموخت آنچه را نمي دانست... . آري به او نمايانده شد آنچه را نمي ديد.

آري اي فرزند آدم 
بدان كه همه چيز آنچه با اين چشمهاي ظاهر مي بيني نيست.
تو چه داني كه در پس پرده چه غوغايي هست؟

و چنين بود كه نداي غيب آمد تا اين علم ناقص بشر را كامل كرده و جهت دهد. تا به او بياموزد كه :
از كجا آمده است؟
ز چه رو آمده است؟  
و به كجا خواهد رفت.
..................................................؟؟؟؟

نوشته شده توسط عباس خاکسار کلاتی | لینک ثابت |


آنچه ما بدان می اندیشیم
تمسک به قرآن، فقط تلاوت قرآن نیست؛ قرآن باید در عمل و زندگی و رفتار و منش ما و حرکت عمومی امت اسلام تجسم پیدا کند. انس با قرآن، تلاوت قرآن و حفظ قرآن لازم است؛ اما هدف نهایی، تمسک به قرآن است؛ آن هم در متن زندگی.
قرآن را همیشه و هر روز بخوانید-ولو کم- با توجه به معنا بخوانید و در مفاهیم قرآنی تدبر و تفکر کنید. به تفاسیر مختصر، در حد وسع - به قدری که مجال دارید- حتما نگاه کنید. قرآن انسان را بصیر می کند؛ نسبت به معارف الهی، انسان را آگاه می کند؛ از اشتباه کردن انسان جلوگیری می کند و در بسیاری از موارد، راه را به انسان نشان می دهد.
از بیانات مقام معظم رهبری (16/7/1381)
معرفی سایت هفته
طب قرآنی
یک سایت مفید که در آن مطالبی بسیار مفید در مورد زندگی قرآنی و خوراک انسان آمده است. می توانم ادعا کنم که این سایت به قدری در من تاثیر گذار بود که تصمیم گرفتم در جهت ترویج این فرهنگ وبلاگی که اکنون پیش رو دارید را طراحی کنم. مطالعه مطالب این سایت را به همه بازدید کنندگان عزیز توصیه می کنم.
جستجو با گوگل
Search in all the world & web with Google Search
Cool Status Bar Scroller